13

روز دهم  3 شهریور سال 98

تاریخ همیشه تکرار میشه 

نمیدونم از کی نوشت باید شروع کنم اما شب قبلی که برم خونه دلم برای بهنام داشت در میومد حسابی دلتنگش بودم تا سر حد جنون شب بالشو بغل کردم و خوابیدم 

داشتم پر در میاوردم از رفتن کنارش

فرداش با آرزو تا سر میدون رفتم ب منتظرم بود منو رسوند خونه و خودش رفت بیمارستان تمام ظهر دلتنگ دلتنگش بودم حسابی آرایش کردم و رفتم بیرون با مامان یه دور زدم درسته هیچی نخریدم اما حال داد

ب شیفت عصر بود و قرار بود دوساعت پاس بزنه تا بتونه بره شهر دیگه منتظرش موندم فکر کردم بعد نیمه شب میاد اما حدود ده دیدم در پارکینگ بالا رفتو همسرم اومد 

تندی تو بغلش گرفتمو هزارتا بوسش کردم 

اما 

خوب پیش نرفت به زودی شروع کردیم به کل کل به خودم گفتم نه رابطه ی ما همینه 

دوری ودوستی وقتی دوریم عاشق و معشوقیمو حالا فقط دوتا غر غرو 

ب خسته بود از صب شیفت جاهای مختلف زود خوابید

جمعه صبحو هردو خوابیدم و ظهر رفتیم دریا 

یه دورکی زدیم 

پیش خودم فکر کردم ب از من کوچیکتره من هر طور رفتار کنم اونم باهام همونطور رفتار میکنه 

پامو کردم تو یه کفش که تو شیفتی منم باهات میام و من میرم تو شهر دور میزنم تا تو بیای 

یکی از بهترین کارایی که تو این ده روز کردم همین بود 

کلی راه رفتم تمام خیابونایی که دوران دانشحویی منو ب متر میکردیم رو دوباره رفتم نه یه دور بلکه دو دور 

ناراحت بودم یه جاهایی چشام پر اشک شد 

قبلا که این خیابونارو بالا پایین میرفتم درامدی نداشتم که بتونم از مغازه های اونجا خرید کنم مخصوا از فروشگاه جین که همش دامن لی های مورد علاقمو میاره یا کاپشن چرمای فوق العاده

الان که به در امد رسیدم بیست میلیون پولم به هوا رفته و من باز ندار شدم و باید کمتر و اهسته تر خرج کنم که بتونم حداقل یکمشو در بیارم 

شیفتای اضافم یکم تم میده اما نه در حد بیست تومن شاید بتونم تا اخر سال با همین شیفت اضافه ها ده دوازده تومنو جبران کنم 

به هرحال افسوسیه که رو دلم هست 

تو بازار گشتم ودلم شاد شد برا خودم یخ در بهشت خریدم باز دلم شاد شد واسه تولد مامان یه روسری خریدم 

 

 بعدرفتم تو خیابون سنگفرشی از جلوی اون پیرمردی که کاسه های قشنگ رو رنگ میکنه و میفروشه گذشتم و به خودم گفتم حالا بعدا ازش خرید میکنم اما تو راه و هرچی که ازش دور میشدم به خودم نق میزدم که پس کی پس کی میخوای برای خودت باشی 

کی یکم حال دل خودتو خوب کنی 

واسه همین عقب گرد کردم سمت اون بشقابا نگاهشون کردم و یه طرح دخترو پسر خریدم 

نمیدونم چرا بی اختیار به پروژه ی پیدام کن فکر کردم به ب 

این اولین نشونست؟

بعد از خرید بغض گلومو گرفت من چه آدم بدی ام 

خیلی بد 

از خدا خواستم کمکم کنه خوب باشم 

به ب فکر کردم 

و باز به ب فکر کردم 

رفتم توی ون نشستم تا برسم به شوهرم یاد دانشگاه یاد خنده هامون

یاد اونشب که رفتیم نمایشگاه کتاب 

از پشت شیشه به روشنایی های شهر خیره شدم و فهمیدم همسرمو خیلی دوس دارم 

نه ب من از تو نمیخوام بکنم نمیخوام دور شم میخوام در تو حل بشم دوستت دارم

با ب رفتیم کباب خوردیم بلال خریدیم خندیدیم 

خوب بود و خوب میشد

شنبه صبح مرخصی گرفته بودم رفتم ماشین بابا رو از پارکینگ در آوردم بابا که رفته بود دنبال کارا منو مامان نشستیم تو پارک توهمون صندلی ای که وقتی سرویسمو خریدم اونجا نشستم و وقت کشتم همون سرویسی که بدهی بالا اوردم فروختم 

نمیدونم خدا دیده یا نه اون بدبختیارو اون روز سختو 

چرا این بلارو سرم اورد

میدونم که حواسش هست اما منو بخاطر یه چیزی داره مجازات میکنه

بهش گفتم تا اخر مرداد یا کارمو جور کن یا پولمو برگردن

اما کار ب رو جور کرد

مرسی بازم 

میدونم میخوای درستم کنی و میدونم میخوای بهترشو بدی 

منتظر میمونم

و بعدش رفتم دنبال وام 

با اینکه شب قبلش به جدیت تمام تصمیم گرفته بودم خوب باشم اما باز با مامانم یکم بحث شد

سر عروسی و پول و خونه و همه چی !

دوس ندارم دیگه کسی رو ناراحت کنم 

باز ب عصر کار بود منتظر موندم تا بیاد با خودم گفتم امشب اصلا غر نمیزنمو عاشقانه رفتار میکنم جواب داد خیلی خوب جواب داد 

مطمئنم که دیگه وقت درست کردنه وقت ساختن 

خیلی هدفا تو زندگیم داشتم و دارم که هر روز که میگذره سنم بالاتر میره 

بهتره از خودم بپرسم پس کی پس کی یاید به هدفات برسی

و باز بهتره خودم جواب بدم الان!


مشخصات

  • دانلود + ادامه مطلب (منبع اصلی)
  • کلمات کلیدی: گفتم ,خیلی ,جواب ,همین ,بتونم ,میخوای ,خودم گفتم ,میدونم میخوای ,گرفته بودم ,دلتنگش بودم
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارشدهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

MAhPa مرجع دانلود برنامه BitXurd اطلاعات گردشگری از سرتاسر جنوب شرق آسیا salamatirani وبلاگ رحم اجاره ای تکتا صدا وبلاگ رسمی استاد کرمیان هواکش ریاضیات کاربردی