12

دیشب کشیک بودم و n مریض بر ثانیه تشریف میاورد امروز بعد از ظهرم نخوابیدم و الان به شدت کلافه و خستم و میلی برای نوشتن دارم.برای تولدم از اکی یه کتاب گرفتم "ازدواج ناشیانه" 

تا الان صد ص ازش تونستم بخونم و چقدر به دلم نشست . قسمت آخر 

(در همین میان یه مریض حمله ی اسمی اومدindecision) فصل دوم م بود 

واقعا همینطوره بعد ازدواج تفاوتها حرفا دلگیریا یه بعد دیگه پیدا میکنه .هردو خوبیم اما زمینه ها،خاطرات و عقاید و. متفاوتی داریم 

مخصوصا منو ب که نه تنها تفاوت های شخصیتی داریم تفاوت دین و کشور و نژاد و همه چیز داریم .

من ب رو دوس دارم خیلی 

راستش اگر قرار باشه اینجا صادق نباشم پس کجا صادق باشم؟ 

فعلا یه صداقت به خودم بدهکارم

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

لوازم التحریر چمدانِ سپید فروش نمونه سوالات فنی حرفه ای و ادواری ارتودنسی شهر فونت MBA-DBA دکتر و پزشک زیبایی و جراح پلاستیک دانلود آهنگ ابوالفضل راد Hi Kpop ذهن زیبا